چه درد ناک است به تاراج بردن دار وندار یک ملت . از منابع و امکاناتی که انیرانیان به تاراج بردند و از آنچه بد دست ناخردی خویش به باد دادیم . و چه دردناک تر که فرهنگ این قوم نیز به نام خویش بخواهند ثبت کنند . عرب ها از یک طرف دانشمندان ایرانی را به خاطر این که به زبان منحوس عربی کتاب نوشته اند عرب می دانند و بدتر آن که مولوی بدبخت که به زبانی ، غیر از فارسی شعر نسروده ، فقط به خاطر این که در نقاط مرزی آن روز ایران زمین زندگی می کرده حالا به خواهند ترک بدانند و حتی کستاخی را به آن حد برساندد که در فیلمی که از زندگی مولانا می خواهند بسازند اعلام کنند که فرهنگ و تمدن ترکیه در این فیلم تجلی می کند . حتی یک نفر هم پیدا نمی شود که از خود مولانا بپرسد :" جناب مولانا ترکی بیل میره "
. اشتباه نشود بزرگ داشت مولانا در هر کشوری که انجام شود جای سپاس دارد ، برگزاری مراسم سماع و… همه افتخاری است برای فرهنگ پر ثمر فارسی به قول حافظ :
شکر شکن شوند همه طویان هند زین قند پارس که به بنگاله می رود
و باید به این نکته هم توجه کرد که ما فعلا وقت این جنگولک بازی ها را نداریم و باید تمام نیروی خود را صرف فریاد زدن بکنیم تا بلند تر شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست را به گوش جهانیان برسانیم . مولوی که برای ما انرژی هسته ای نمی شود ، ولش بابا …
شمسم کجاست
زیر کدامین سیاهه سقف
سر در لحاف خواب
فرو می برد
بگو