موی سپید
خامی من
برده است ز ِ یاد
شاید که گم کندم قبر
یاد را
سر یک ساعت نامعلومی
ترک دست
به خونابه نشست
و افق ثانیه ها را
به پشیزی نگرفت
***
سر این ساعت نامعلومم
ساعتی ، ثانیه ها در جا زد
و زمان از پس یک پرده گنگ
به رقم ها و عدد های بود
که به تقویم هزاران ملت
کسی این گونه رقم ها ننوشت
****
سر این ساعت نامعلومم
من به معلومیتی
گم بودم
هایکو ...
با آن فرم موجز و کوتاهش را من از کتاب ع . پاشایی و شاملو شناختم ( اسمش متاسفانه یادم نیست ) . بعد ها هم کتاب های چاپ شد ولی در هیچ یک از این کتاب ها من ندیدم به یک عنصر اصلی هایکو که تصویر است بپردازند . آن چه از این کتاب ها من فهمیدم این است که هایکو خودش که تصویر سازی محض است تازه در زیر نقاشی های –با مضمون مشابه - نوشته می شده است که تصویر سازی هایکو را دو چندان کند . در سایت فتو هایکو این کار جالب انجام شده است . من هم به پاس این کار جالب دوستان در این کار شرکت کردم و سعی می کنم هر هفته با تصویری که دست اندرکاران این سایت انتخاب می کنند طبع آموزی کنم . شما را هم دعوت می کنم ...
انار دانه نبسته
خشک
بر شاخسار خشکی
هنگام زمستان
بدرود