سر یک ساعت نامعلومی
ترک دست
به خونابه نشست
و افق ثانیه ها را
به پشیزی نگرفت
***
سر این ساعت نامعلومم
ساعتی ، ثانیه ها در جا زد
و زمان از پس یک پرده گنگ
به رقم ها و عدد های بود
که به تقویم هزاران ملت
کسی این گونه رقم ها ننوشت
****
سر این ساعت نامعلومم
من به معلومیتی
گم بودم